اول بگم که شاید الان وقت طرح این موضوع نبود....
اما چون حدس میزنم که در آینده خواننده های اینجا کمترخواهند شد....ناچارن حالا میگذارمش تا آدمهای بیشتری خونده باشنش.....
عشق
برای من همیشه رودر رویی با این مفهوم همراه با یک حس خاص تنهایی بوده...!
و هرگز نتونستم باور کنم عشق رو....!!
همیشه خندیدم به عشقهای افسانه ای خودمون تو ادبیات ، اشیاءی که گفتن ازشون همواره چشو ابرویی بوده ...(و جالبه که اکثرشون هم نرسیدن داشتن..!)
خیلیامون پراز تنهایی و تجردیم....(هرچه انسان تر تنهاتر) و همیشه گشتیم دنبال سایه ای در این کویر زندگی....برای لحظه ای خلاصی از این رنج ....
خیلیامون برای برای به زمین گذاشتن این بار پناه میبریم به توهمات خودمون و برای خودمون میسازیم...کسی یا چیزی رو که باید باشه و نیست.....وعاشق میشیم....!!
عاشق حقیقتی که نیست و واقعیتی که هرگز توان راضی کردنمون رو نداره.....(هرچه انسان تر ناراضی تر....)
حتمن این جمله معروف رو شنیدین که میگن"در عشق نرسیدن هست"
شاید به این دلیل که :
همیشه روبرو شدن با واقعیت چیزی که از "او" ساختیم (و توهم کردیم) به ویرانی عشق می انجامه....!
در حقیقت شاید ما خیلی اوقات اسم هیجانات رو عشق گذاشتیم و براش خیال پردازی کردیم و رسیدیم....اما ندیدیم....جز بی وفایی(که در حقیقت خودمون مقصرش هستیم....به دلیل همون توهماتی که کرده بودیم)
گفتیم : من عاشق اون اسبم ....رفتیم و سوارش شدیم....خسته برگشتیم....!
گفتیم : من عاشق اون سیبم ....برداشتیم گاز زدیم .....سیر شدیم ...!
گفتیم : من عاشق این آدمم ....نداشت چیزی که ما میخواستیم ....سرد شدیم قطع شدیم...(حتا اگر هم داشت باز ما سیر یا خسته میشدیم)
و حالا ما این تنهایان باهم متوهم...گرفتار تو این زندگی...
.
.
.
منو ببخشید که نمیتونم ادامه بدم....
فقط خواستم بگم که عشق توهمی بیش نیست . یا بهتر تعریف ما از خوب یعنی همون عشق...چیزی که هیچوقت در وجود هیچ شیء یا آدمی نخواهیم یافت
اگر دوستیم با دوستمون و اگر همسریم با همسر مون همون چیزی رو که هست بپذیریم ....
یاد بگیریم که از چیزهای معمولی هم لذت ببریم ودر همه چیز به دنبال توهمات و افکار خودمون نباشیم ....!!
اسب رو بخوایم نه برای سوار شدن .....
سیب رو ببینیم نه برای گاز زدن .....
در "کنار" دیگران قرار بگیریم نه برای از تنهایی در اومدن یا ارضاء احساسمون به هم دم.....!
عادی باشیم .....
شنیدم که میگن : تا مطمئن نشدی که عاشقشی ازدواج نکن.....
من میگم :تا مطمئنی که عاشقشی ازدواج نکن....!!
پ.ن: حیف که نتونستم به درستی بیانش کنم....
دوست داشتید
سنگسار(اینجا) رو هم بخونید